حكيم ابوالقاسم فردوسى

441

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

پرخاشخر بخروشيدند و چكاچاك زخم تبر برآمد . ناگهان لهراسپ در ميانهء ايشان بمانْد . پس با بيچارگى نام يزدان بر زبان آورد . از پيرى و تابش آفتاب اندوهگين گشت و ديگر بختش به خواب رفت . سرانجام لهراسپ‌شاه يزدان پرست با تير آن تركان زخمى شد و از اسپ نگونسار گشت و سر تاج دارش به خاك آمد . پس سواران فراوانى بر او انجمن گشتند و آن جوشن كيانيش را چاك كردند و بدين سان تنش با شمشير پاره پاره شد . همهء آن تركان او را سوار جوانى مىپنداشتند . ليك چون كلاهخود را از سر شاه برداشتند ، آن موىِ به سپيدى كافورش و آن روى بهشتيش از زير آهن سياه پديدار گشت . پس همه از او در شگفت گشتند كه آيا اين پير چگونه شمشير در دست گرفته بود ؟ شايد اگر اسفنديار در اينجا بود ، ما سپاهيان در اين دشت به كار مىآمديم . ليك با اين اندكىِ ايشان ، ما ديگر چرا همچون گَله‌اى كه به چرا رَود ، به اينجا آمديم ؟ كهرم كه چنين شنيد ، به يارانش گفت : همهء كار و رنج ما در اين كارزار همين بود ، زيرا كه اين لهراسپ‌شاه - پدر گشتاسپ‌شاه - است . او چون پير گشت ، دل از تاج و تخت بركند و به پرستش ، يزدان پرداخت . اكنون ديگر پشت گشتاسپ از او تهى گشت « 1 » . آنگاه آن سپاهيان از آنجا به درون شهر بلخ رفتند و همه‌جا از تاراج و كشتن تباه شد . به سوى آن آتشكده و كاخ و ايوان زراندود روى نهادند و همهء زند و اوستاها را به آتش كشيدند و همهء چيزهاى گرانمايه را بسوختند . در آنجا هشتاد هيربد « 2 » بود كه پيوسته زبانشان پر از يادكرد يزدان بود . پس همهء آنها را در پيش آن آتش بكشتند و از خون ايشان آن آتش زردشت خاموش گشت « 3 » . و نمىدانم كه آن هيربدان را چه كسى كشت ؟

--> ( 1 ) - مجمل التواريخ و القصص ، ص 51 . گرديزى مىنويسد كه لهراسپ را چهار پاره كرند و بر چهار دروازهء بلخ بيآويختند . زين الاخبار ، ص 52 . ( 2 ) - هيربد به پيشوايان دينى زرتشتى در آتشكده‌ها گفته مىشود كه بيشتر وظيفهء آموزش و پرورش مردم به عهدهء ايشان بوده است . ( 3 ) - در اين حمله در كنار همهء ويرانگريهايى كه شد ، دو دختر گشتاسپ به اسارت تورانيان در آمدند و درفش كاويان نيز بدست ايشان افتاد . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 479 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 85 - 83 ابن اثير ، الكامل ج 3 قبل از اسلام ، ص 146 - 143 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 162 . گفته مىشود كه در همين كشتار هيربدان بود كه زرتشت نيز در آتشكدهء نوش‌آذر بلخ ، به سن 77 سالگى توسط يك تورانى بنام برات روكرش يا برادريش در هنگام عبادت به شهادت رسيد . پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 279 - 278 معين ، مزديسنا و تأثير آن در ادب پارسى ، ص 80 - 79 زند بهمن يسن ، ص 25 - 24 يادداشتها بندهش ، ص 142 .